فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )

148

سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )

سست همان و مرگ حتمى همان . در اين دهكده خانه‌ها رديف در رديف مانند لانه‌هاى پرستو قرار گرفته و تيرهاى چوبى مانند چوب‌بستى كه براى نشستن پرندگان مىسازند از آنها بيرون زده است . اين جزيرهء صخره‌اى به داشتن چاهى از آب شور ، كه پس از جوشانيدن قابل شرب مىشود ، مباهات مىكند . براى جاى دادن گله و رمه ، كه صاحبان آنها در بالاى صخره زندگى مىكنند ، غارهايى در پايين تعبيه كرده‌اند كه از آنها ، هم به عنوان اصطبل و هم به عنوان انبار غله استفاده مىشود . در دنيا بندرت مىتوان مثالى بهتر از دهكدهء مزبور براى اثبات اين نكته ذكر كرد كه چگونه بعضى از نقاط روى زمين براى نوع بشر جذبهء مقاومت‌ناپذيرى دارد . صرف‌نظر از اينكه اقامت در آن محل براى آنها متضمن چه تحولات و دگرگونيهايى باشد ، نكته‌اى كه شخص را به اعجاب و شگفتى وا مىدارد اين است كه چه نيروى غريبى كشاورزان ايتاليا را وا مىدارد كه مانند مردم احمقى كه هر دم دست به دامن حماقتهاى خود مىزنند مكرر در مكرر پس از مشاهدهء سركشيهاى طبع و آتشفشانيهاى كوه وزو به سوى آن بازگردند و بر آستانهء آن بوسه زنند يا اينكه امالفى « 1 » بىنظير از كجا اين قدرت و اعتبار را به دست آورده كه ساكنان اين شهر تاريخى را وادار به ساختن خانه‌هايى كند كه مشرف به دريايى ژرف است ، خانه‌هايى كه از آشيانه عقاب هم كوچكتر است . چنين به نظر مىرسد كه يزد خواست از موقعيت خود در دشتى با ارتفاع 500 6 پا و از همسايگى كوه اليجوق كه ارتفاع آن 000 14 پا است راضى نيست و به اين جهت اين شهر قطعه‌قطعه از سكوى ديگرى كه تقريبا دسترسى بدان نيست بالا رفته و ساكنان خانه‌هاى كوچك و پست خود را مجبور ساخته كه مانند صدفهاى كوهى در قلب يك صحراى ملال‌انگيز از صخره‌اى لم‌يزرع و دورافتاده آويزان شوند . در اين محل مردمى زندگى مىكنند يا وجود دارند ( هرطور ميل داريد آن را بناميد ) كه از سرنوشت خود رضايت دارند و نسبت به پيشرفتها و تغييراتى كه در جهان رخ مىدهد بىاعتنا هستند . نه در جست و جوى چيز تازه‌اى مىباشند و نه در پى احساس نو و جديدى هستند . تنها قانعند به اينكه همواره در جزيره‌اى واقع در دريايى خشك به سر برند . زمان ، اين شهر كوچك خارق‌العاده را با افسانه‌هاى زيادى پيوستگى داده و داستانها و روايات متعددى را با آن آميخته است . يكى از اين داستانها حاكى از اين است كه بستر

--> ( 1 ) . Amalfi از بنادر ايتالياست .